واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

887

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

مزبور هر دو شخصيت به صورت شخصى واحد در آمده‌اند « 1 » . ابن بطوطه ، كه « 2 » مسلما آن‌چه را در آسياى ميانه دربارهء مغولان شنيده بوده بازگو مىكند ، نيز فقط جلال الدين را نام مىبرد و وقايعى را كه در عهد پدر او وقوع يافته بوده مربوط به عهد سلطنت وى مىداند . مع هذا به دشوارى مىتوان خوارزمشاه را بخاطر فرار در برابر دشمنى كه ( همچون سلطان ) بالكل از مقاومت در برابر وى ناتوان بوده ، مقصر دانست . وى فقط در صورتى كه روحيهء ماجراجوئى مىداشت - روحيه‌اى كه بر خلاف پسرش وى فاقد آن بوده - مىتوانست عليه مغولان مبارزه كند . چنگيز خان در بهار سال 1220 ميلادى / 617 هجرى مىتوانست ماوراء النهر را متصرفهء خويش بشمارد و بنابراين اقداماتى براى احياى زندگى صلح‌آميز در آنجا به عمل آورد . نوشاباسقاق به سمت والى مغول از سمرقند به بخارا گسيل گشت و ادارهء امور آن ناحيه را به عهده گرفت « 3 » . زمستان را چنگيز خان در حوالى نسف گذراند تا اسبان و مراكب لشكر استراحت كنند . و بعدها نسف و حومهء آن ييلاق محبوب و مرجح سركردگان مغول بوده . مىدانيم كه يكى از خانان جغتائى در آنجا قصرى بنا كرد و شهر مزبور نام كنونى خويش را از آن اخذ كرده [ « قرشى » كه به زبان مغولى به معنى قصر

--> ( 1 ) - « افسانهء نهان » ، ترجمهء كافاروف ، 146 ؛ ( چاپ كوزين ، 187 ) . ( 2 ) - ابن بطوطه ، III ، 23 . ( 3 ) - 126 - 125 . Schefer , « Chrestomatie Persane » , t . II , PP ( جوينى ) . در متن چاپى جوينى ( چاپ قزوينى ، I ، 83 و بعد ) قرائت اين كلمه به صورت « توشا » مورد قبول واقع شده .